![]() |
![]() |
|
| مينويسم پس هستم |
|
در جستجوي يار هميشه مهربان ! با اينكه از جاهاي شلوغ و پر ازدحام فراري و گريزانم! ولي ليستي از كتابهاي خوندني داشتم كه چارهش رفتن به نمايشگاه بود. فكر ميكردم روزهاي آخر خلوتتر باشه، كه خب نبود!! بدتر از همه اينكه موبايل آنتن نميداد و سالنها تهويه نداشت و..... خيلي كمبودهاي ديگه كه متاسفانه كمكم داريم عادت ميكنيم، بايد بپذيريم كه مملكت عقب ماندهاي هستيم! مورد ديگه اينكه ما هنوز الفباي خيلي از چيزهارو نميدونيم، تصور كنين عرض راهروها به 6 متر هم نميرسيد اونوقت يه عده درست وسط اين راهروهاي تنگ و باريك ايستاده بودن به حرف زدن و تشكيل جلسه دادن و همين باعث ازدحام شده بود يا جلوي بعضي از انتشاراتيها يه عده همينجوري ايستاده بودن، لابد براي تماشا!! حالا از غر زدن كه بگذرم اول رفتم سراغ مركز search تا ببينم مكان دقيق انتشاراتی های مورد نظرم ( نشر مركز، ققنوس، علمي فرهنگي، روشنگران و مطالعات زنان و چندتاي ديگه) كجاست. بعد هم يكراست رفتم نشر مركز كه ديدم اوه!! نميشه وارد غرفه شد!! از اونجا : متاسفيم از... ديونو بوتزاتي، ترجمه محسن ابراهيم ،( جالب اينكه نشر مركز امتياز معنوي اثر((copy right رو گرفته؛ منكه قبلن گفته بودم اينها كارشون درسته!) و كار روشنفكري، بابك احمدي،رو گرفتم و خواهرم : گزيدههاي در جستجوي زمان از دست رفته مارسل پروست، ترجمه مهدي سحابي، رو خريد. بعد رفتيم انتشارات علمي و فرهنگي و من : شجاعت بودن، پل تيليش، ترجمه مراد فرهاد پور و گرفتم و خواهرم روان شناسي دين، گوستاو يونگ، ترجمه روحاني رو گرفت. سري زديم به انتشارات روشنگران و بعضي از شمارههاي فصل زنان ( مجموعه مقالاتي درباره مسائل زنان) به همت نوشين احمدي خراساني رو گرفتيم. از همونجا فيلمنامه حقايق دربارهي ليلا دختر ادريس به قلم بهرام بيضايي رو گرفتم. و در آخر درد جاودانگي، ميگل داونامونو، ترجمه بهاءالدين خرمشاهي(چاپ هفتم) نشر ناهيد و زن و رهايي از وابستگي ترجمه انسي شيرازي، نشر نقش و نگار همچنين : در دفاع از روشنفكران، سارتر، ترجمه رضا سيد حسيني، نشر نيلوفر. چند تا كتاب هم ميخواستم كه اصلن نبود مثل: درياي ايمان، دان كيوبيت (درباره فلسفه غرب) و عاشقيت در پاورقي، مهسا محب علي و داشتن و بودن، اريك فروم و آثار بلقيس سليماني كه از بس غرفه انتشارات ققنوس شلوغ بود از خيرشون گذشتم!! اگرقصد رفتن به نمايشگاه رو داريد مكان دقيق غرفههايي كه رفتيم اينهاست:
و اما range قيمت كتابهايي كه خريديم بين 1200 تا 5000 تومن بود كه در مجموع مناسب بودند؛ در مقايسه با كالاهاي ديگه فكر ميكنم كتاب فعلن قيمتش مناسبه! يه نكته ديگه اينكه چقدر حيف كه نمايشگاه مطبوعات از كتاب جدا شده! |
||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 7 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مهم این نیست من که هستم؛
مهم این است که در این جا فرصت حضور یافته ام و مهم تر این که تو از میان این همه انبوهی و کثرت، مرا و اندیشه هایم را پیدا کرده ای! |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|